أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

246

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خداى تعالى دعاى ايشان اجابت كرد و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مكّه بگشاد و عتّاب بن أسيد را بر او امير كرد و او يار ايشان شد تا آنان كه مظلوم بودند و ذليل و ضعيف قاهر و غالب و قوى گشتند بر ظالمان آنگه خداى تعالى هر دو فرقه را از مؤمنان و كافران صفت كرد و باز گفت از نصرت ايشان معبود خود را و گفت : آنان كه مؤمنان‌اند در سبيل خداى جهاد كنند تا كلمهء اسلام را عالى گردانند و آنان كه كافران‌اند در راه طاغوت قتال كنند شعبى گفت : شيطان است زجّاج گفت : هر معبودى كه دون خداى بود ، آنگه مؤمنان را فرمود كه : قتال كنيد با دوستان شيطان و از ايشان مترسيد كه كيد شيطان هميشه ضعيف بوده است و كيد شيطا را از براى آن ضعيف خواند كه باضافت با نصرت خداى ضعيف بود و نيز از براى ضعف دواعى اولياى او چه حاصل نه‌اند بر بصيرتى كه از سر شبهت قتال كنند و مؤمنان از سر حجّت و دلائل و براهين . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 77 ] أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَ قالُوا رَبَّنا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتالَ لَوْ لا أَخَّرْتَنا إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى وَ لا تُظْلَمُونَ فَتِيلاً ( 77 ) كلبى گفت : آيت در عبد الرّحمن عوف آمد و سعد ابو وقّاص و قدامة بن مظعون در مكّه از مشركان رنج ميديدند گفتند : يا رسول اللّه دستور باشد « 1 » تا با اينان كارزار كنيم كه ظلم از حدّ ببردند ؟ - رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : مرا نفرموده‌اند بقتال اينان ؛ صبر بايد كردن تا وقت باشد چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هجرت كرد و بمدينه آمد و خداى تعالى غزاة بدر فرمود رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : جهاد مىبايد كردن آنان را كه در مكّه آرزوى كارزار بود بدروغ چون بدانستند بدرست كه جهاد مىبايد كردن ؛ ايشان را خوش نيامد و اظهار كراهت كردند و ضعف و فشل ظاهر گردانيدند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد كه : نمىبينى اى محمّد آنان را كه ايشان را گفتند : دست باز داريد و امتناع كنيد يعنى در مكّه از قتال مشركان و بر نماز و زكات اقتصار كنيد خيرات و طاعات بجاى آريد پس آنگاه كه جهاد كردن بر ايشان واجب

--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى و نسخهء معتبر ديگر : « دستور باش » و در تفسير ابو الفتوح نيز موافق متن است .